امین کشاورز در گفتوگو با پلاتو هنر مطرح کرد؛«+حقوق»؛ روایتگر نبرد ذهن انسان در قالب یک درخواست ساده استبه گزارش پلاتو هنر، نمایشنامهخوانی «+حقوق» به تهیهکنندگی و کارگردانی امین کشاورز، از تاریخ ۲۵ و ۲۶ تیرماه روی صحنه رفته است و ۱ و ۲ مرداد ماه ۱۴۰۵ همچنان در مجموعه تئاتر بوتیک هنر ایران، روی صحنه خواهد رفت.
نمایشنامهخوانی «+حقوق»، خوانش و اجرای متنی پستمدرن، توسط گروهی از نوجوانان در مدتزمان ۵۰ دقیقه است.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «کارمندی برای درخواست افزایش حقوق، میخواهد نزد رئیس خود برود.»
نیایش عابدینی، صدرا سلطانیان، رادین موسوی بهنیا، نیلا علیزاده، لیانا حیدریان، مهرسام فتحی و آیهان قربانی، نقشخوانان این اثر به ترتیب خوانش، هستند.
نمایشنامهخوانی «+حقوق»؛ یک ارتباط انسانی در قالب یک درخواست ساده اضافه حقوق به بهانه اجرای این نمایشنامهخوانی با امین کشاورز، تهیهکننده و کارگردان به گفتوگو نشستهایم که در ادامه میخوانید.
امین کشاورز درباره دلیل انتخاب نمایشنامه «+حقوق» عنوان کرد: ژرژ پرک، یکی از بزرگترین نویسندگان ادبیات نمایشی پست مدرن است ولی در ایران، کمتر شناخته شده است.
با انتخاب این متن، میخواستم یکی از سختترین و پیچیدهترین متنهای اجرایی پست مدرن را کار کرده باشم و از طرف دیگر، حرف مهم متن که یک ارتباط انسانی در قالب یک درخواست ساده اضافه حقوق است را مطرح کنم.
این کارگردان درباره نسبت این نمایشنامه با شرایط امروز جامعه گفت: این نمایشنامه، فقط درباره شرایط امروز جامعه ایران نیست، بلکه روندی جهانشمول دارد. میتواند همه دوران و همه زمانی را دربرگیرد. کاراکترهای نمایش به نحوی درگیر مجموعه استدلالهای منطقی هستند. دقیقا مثل جامعه و هر انسانی که در هر زمانی، ممکن است درگیر این استدلالها در ذهن خود برای هر تصمیم، شود.
وعده اجرای صحنهای بعد از چند جلسه آموزش، به هنرجوی تئاتر آسیب میزند
امین کشاورز درباره نمایشنامهخوانی «+حقوق» تصریح کرد: این اثر در ادامه کلاسهای آموزشی است که برای نوجوانها برگزار و اجرا شد، سعی کردم روند مشخصی را برای کلاسها در نظر بگیرم و تا جای ممکن اصول حرفهای تئاتر را رعایت کنم. متاسفانه، روندی باب شده است که بعد از یک دوره آموزش کوتاه و بعضا چند جلسهای، اجرای صحنهای را به هنرجوها، قول میدهند ولی این اصل، فراموش میشود که هدف آموزش نیازمند گام به گام جلو رفتن است.
او ادامه داد: در این مدل که مواجهه یکباره هنرجو با اجراست، کمکی به او نمیشود و بعضا ضربه هم میخورد. برای همین سعی کردم در گام اول با نمایشنامهخوانی، ابتدا هنرجویان نوجوان را با محیط، شرایط و فضای نمایش و اجرا اماده کنم.
نوجوانان با متن پستمدرن، فراتر از یک نمایشنامهخوانی در صحنه ظاهر شدند
مخاطب در اجرای نمایشنامهخوانی «+حقوق» با چه تجربهای روبهرو خواهد شد؟
امین کشاورز اظهار کرد: مخاطب با یک متن بزرگسال و پست مدرن به شدت سنگین مواجه است که توسط نوجوانها، خوانش و اجرا میشود. این توضیح لازم است که ما سعی کردیم با پویاتر کردن حرکات و اضافه کردن بعضی اکتها به اجرا، فضای اثر از نمایشنامهخوانی صرف فاصله بگیرد. این کار باعث شد مخاطب عمیقتر ببیند، بشنود و در نهایت متن را بهتر درک کند.
این کارگردان درباره تغییرات در بازنویسی متن مطرح کرد: متن یک فضای جهانشمول دارد و نیازی به تغییر و یا آدابته کردن با فضای ایران را نداشت. در واقع تغییرات لازم، کوتاه کردن متن و روان کردن دیالوگها بود تا هنرجوها دیالوگها را راحتتر بگویند و مخاطب هم درک بهتری از متن داشته باشد.
آموزش تئاتر به نوجوانان باید از فضای کودکانه فاصله بگیرد
چرا اجرای این اثر را به گروهی از نوجوانان سپردید؟
امین کشاورز خاطرنشان کرد: این اثر پایان دوره کارگاه ایده تا اجرا بود و اینکه مواجهه نوجوانان و هنرجویان با متنهای سنگین به شکلی باشد که خود را در فضای حرفهای ببینند. آموزش متناسب با اجرای بزرگسال به هنرجوها داده میشود و قطعا هدف آموزش، تربیت نسل جدید تئاتر بود و به زعم من تا زمانی که فقط با این نسل، همسن خود و شرایط سنی برخورد شود، رشد و تجربه مفیدی، اتفاق نمیافتاد.
این کارگردان درباره چالش با نسل نوجوان گفت: تفاوت نسل، نوع دیدگاه خاص این نسل، بسیار متفاوت است و چالشهای بسیار زیادی را در پی دارد. به نظر من به خاطر نوع خاص فضاها و نوع آموزش که با نوجوانان مثل یک کودک برخورد میشود، در برخی از موارد مجبوریم آموزش را از اول شروع کنیم. چون این نسل آموزش صحیحی ندیدهاند، در صورتی که فضای حرفهای تئاتر، یک فضای بسیار جدی و بانظم است. این چالش نه فقط با نوجوانها بلکه با خانوادهها هم پیش میآید ،چون والدین هم به فضای کودکانه عادت کردند که بسیار از فضای اصلی تئاتر، دور است.
پشت یک درخواست ساده، نبرد ذهن انسان برای گرفتن حقش جریان دارد
امین کشاورز درباره تاثیر این نمایش بر تجربه هنری این نوجوانان بیان کرد: به نظر من تاثیر مثبت یک کار خوب و منظم، فقط برای نوجوانها نیست بلکه خانوادهها را هم تحت تاثیر قرار میدهد. توضیح ساده آن این است که کارهای پیشین نوجوانان، معمولا از کیفیت قابل قبولی برخوردار نبود و قطعا خانوادهها، چشم و سطح سلیقهای متناسب با آن کار را پیدا کردهاند. کارهای بیکیفیت بهشدت به سطح سلیقه نوجوان و خانواده ضربه میزند ولی در کارهایی که نظم حرفهای تئاتر وجود دارد و اجرا برای افراد بزرگسال اجرا میشود دیگر خبری از آن نگاه وجود ندارد، پس فرایند اجرا کاملا متفاوت میشود.
امین کشاورز در پایان گفت: بهتر است اشاره کنم که زیر متن اثر بسیار درخشان است. در ظاهر ما با یک درخواست اضافه حقوق مواجه هستیم، ولی متن حرف مهمتری را در لایههای زیر متن خود میزند. بحث استدلال، فرضیههایی که در ذهن یک انسان برای گرفتن حق طبیعی خود جریان دارد. حسهای مختلف و حالتهای بسیار متفاوتی که در طول یک عمر زندگی، بارها و بارها از ذهن همه ما گذشته و به زبان نیاوردیم.
عوامل نمایشنامهخوانی «+حقوق» عبارتند از: بازنویسی، تهیهکننده و کارگردان: امین کشاورز، نویسنده: ژرژ پرک، مترجم انگلیسی: دیوید بلوس، کاری از گروه تئاتر رویای سفید، مشاور کارگردان و مترجم: ویدا کشاورز، گروه کارگردانی: بیتا شاهرضایی، صدرا سلطانیان، طراح نور: امین کشاورز و مشاور رسانهای: علی کشاورز.
گزارش تصویری نمایش «مغازه خودکشی»نمایش «مغازه خودکشی» به نویسندگی حمیدرضا رحیم متولی، بر اساس کتاب «مغازه خودکشی» با ترجمه احسان کرمویسی و به کارگردانی حسین نصیری، با تهیهکنندگی سید محمد میرمحمدی، این روزها در عمارت هما، سالن ۱ روی صحنه است.
در این نمایش داوود گراوند، مهتاب کیوانجو، آرزو صراف رضائی، رضا همتی، یگانه واقفی، الناز شاکری، آرزو اکبری، محمدجواد الهدادی، حمیدرضا اسفندیاریان، عرفان شاهرخیپور، فاطمهزهرا باغچیقی و کیان مؤید به ایفای نقش میپردازند.
«مغازه خودکشی» با فضایی انیمیشنی، داستان خانواده «تواچ» را روایت میکند که نسلهاست مغازهای عجیب را اداره میکنند؛ اما تولد فرزند متفاوت این خانواده، مسیر زندگی و کسبوکار آنها را دگرگون میکند. این اثر در بیستونهمین جشنواره تئاتر استان تهران موفق به کسب جوایز متعددی از جمله جایزه اول کارگردانی، جایزه اول بازیگری مرد، جایزه اول بازیگری زن، جایزه اول طراحی لباس و جایزه اول طراحی گریم شده است.
عکاس: محمد زارع
زندگی ادامه دارد؛ در حالی که نه چیزی حل شده و نه بحران به پایان رسیدهگاهی یک گفتوگوی ساده، گذشتهای را بیدار میکند که تصور میکردیم تمام شده است.«باران نمنم خواهد بارید» نام نمایشی است که تارا برزی براساس متنی از شهرام احمدزاده روی صحنه سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران برده است. او میگوید این اثر درباره خاطره، فقدان و آن چیزهایی است که هرگز کاملاً از ما جدا نمیشوند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «باران نمنم خواهد بارید» نام نمایشی است که تارا برزی براساس متنی از شهرام احمدزاده روی صحنه سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران برده است. برزی برای کارگردانی این نمایش که در خلاصه داستان آن چنین آمده است: «نمایشی از جهان رازآلود و تاملبرانگیز هاروکی موراکامی که روایتی است از حافظه، فقدان و مرز باریک میان زندگی و مرگ.» از حضور آرش دادگر به عنوان مشاور کارگردان بهره میبرد. هاروکی موراکامی، نویسنده ژاپنی بیش از هر چیز به نثر جادویی و داستانهای سورئالش شهره است و این دو ویژگی، بیش از هر ویژگی دیگری، را نویسندهای منحصربهفرد کرده است. تارا برزی، کارگردان نمایش «باران نمنم خواهد بارید» در گفتوگو با خبرآنلاین در پاسخ به این که نمایشنامه شهرام احمدزاده را چگونه تبدیل به اثری صحنهای کرد تا فضای سورئال و رازآلود الهامگرفته از جهان موراکامی در قالب اجرا دیده شود؟ گفت: «سورئالیسم در جهان موراکامی از ایجاد شکاف در واقعیت آغاز میشود، درواقع، بی آن که نمایش وارد سورئالیسم آشکار شود، مرز میان خاطره، اکنون و معنا، آرام آرام محو میشود. در این اثر، منطق همچنان واقعی است؛ فقط لایههای ناخودآگاه آرامآرام به سطح میآیند. اینجا جهان، کاملا واقعی است: هتل، باران، دو غریبه، گفتوگو؛ آنچه اهمیت دارد سفر درونی شخصیتهاست نه اتفاقات بیرونی. اتفاقی میافتد که نظم ذهن شخصیت را به هم میریزد. از این لحظه جهان دیگر کاملا واقعی نیست و من فکر کردم در این اجرا، سکوت، تکرار، اشیاء و ریتم خاطره است که میتواند چنین فضایی را تداعی کند.»
او در پاسخ به این که چالش اصلیاش با تبدیل مفاهیم انتزاعی موجود در متن به زبانی بصری و اجرایی چه بود؟اشاره کرد: «همانطور که گفتم، سکوت، تکرار، اشیاء و ریتم خاطره، میتوانست این مفاهیم را در صحنه زنده کند؛ اینجا سکوت به معنای مکث نیست. حافظه هم خطی نیست. آدم ناگهان وسط یک جمله متوقف میشود، بعد ادامه میدهد، بعد چیزی به خاطر میآورد، بعد نظرش عوض میشود. این یعنی ریتم حافظه، خطی نیست. اگر بازیگرها این ریتم را پیدا کنند، دیگر لازم نیست مدام سکوت کنند. اشیایی که شخصیت با آنها زندگی کرده است و تکرار. تکرارها فقدان را نشان میدهند بدون آنکه کسی درباره آن حرف بزند.»
این کارگردان تئاتر در توضیح این که تولید یک اثر نمایشی در تئاتر خصوصی یا نیمهخصوصی با چه چالشها و محدودیتهای اجرایی همراه است، افزود: «به نظرم در چنین روزهای دشواری چندان نمیتوان از چالشهای تولید تئاتر گفت؛ چالشهایی که ذات فرآیند تولید تئاتر نهادینه شده است. البته که بارها و بارها نیز بازگو شده و با حرکتی لاکپشتوار تلاش شده است تا جای ممکن مرتفع شود. اساسیترینش این که تئاتر همواره، به شکل عام در سطح جامعه و به شکل خاص در حوزه فرهنگی، اولویت چندم بوده است. در همین نمایش، من طراحی صحنه متفاوتی داشتم اما به علت اجرا شدن دو نمایش در یک شب در یک سالن و با اختلاف کمتر از یک ساعت، رو به مینیمالیسم آوردم که البته بد نشد و باید گفت یک انتخاب زیباییشناختی شد نه یک اجبار.»
تارا برزی که از حضور زهرا پرهون، فروزان حسینی و محمد دهملایی به عنوان بازیگر اسفاده میکند در پاسخ به این که آیا برای هدایت بازیگران در مسیر رسیدن به نقش با چالشی در طول تمرین مواجه بود؟ گفت: «هدایت بازیگر در اینجا، هدایت کشفی است. بازیگر به صورت کنترلشده رها میشود تا به کشف برسد. شاید در ابتدا از هدایت احساسی و هدایت فرمی استفاده شود ولی در کشف است که بازیگر و حتی کارگردان به نتیجه میرسند. کارگردان همراه با بازیگر، مسیر را طی میکند تا با هم به نتیجه برسند. در این اثر و متن، زندگی درونی بازیگر یعنی حرکت اصلی از ذهن و احساس شخصیت رخ میدهد و بعد بدن به حرکت درمیآید. ما اینجا باید واقعیتهای درونی یک انسان را به نمایش بگذاریم؛ با هدایت احساسی که اینجا دلت میشکند یا آنجا غمگین میشوی و یا این که با هدایت فرمی و میزانسنی، ما فقط به درونی تهی میرسیم. حتی سکوت در این اثر از جریانی درونی تغذیه میشود.»
او در مورد حضور آرش دادگر، کارگردان شناختهشده تئاتر به عنوان مشاور کارگردان و نقش و تاثیر او در مدیریت چالشهای اجرایی، برقراری توازن میان فرم و محتوا و رسیدن به انسجام نهایی در اجرا گفت:«مشاور من، آرش دادگر، جهانبینی و شیوه اجرایی مشخص خود را دارد که ازجمله شامل ساختار و طراحی صحنه، بدن بازیگر، میزانسن، ریتم و انرژی بیرونی و فاصله گرفتن از احساسگرایی مستقیم و... است. دغدغههای من در این اثر به عنوان کارگردان؛ سکوتهای معنادار، ابهام به جای پاسخ، تغییرات درونی شخصیت، اعتماد به تماشاگر و مینیمالیسم در اجرا بود. در مورد مینیمالیسم در اجرا سریع به نتیجه رسیدیم و در مورد بقیه موارد آرش دادگر سعی در درک این موارد داشت چرا که مجبور نبود مثل من فکر کند. او میدانست چه زمانی نباید در هویت اثر دخالت کند. مطمئنا با سلیقه شخصیاش متفاوت است و سعی نکرد اثر را شبیه آثار خودش کند و «البته ردپایی از خودش به جا گذاشت.» به عبارتی پی برد نمیتواند جهان موراکامی را به جهان خودش تبدیل کند. موراکامی نتیجه نمیگیرد، او شخصیت را در درون خودش رها میکند، در جایی که زندگی ادامه دارد، در حالی که نه هیچچیز حل شده و نه بحران به پایان رسیده است.»
تارا برزی در پایان در پاسخ به این که چرا تماشاگر باید به تماشای این اثر نمایشی بنشیند، گفت: «همه ما چیزی را از دست دادهایم که هنوز در زندگیمان حضور دارد. گاهی یک گفتوگوی ساده، گذشتهای را بیدار میکند که تصور میکردیم تمام شده است. «باران نمنم خواهد بارید» درباره خاطره، فقدان و آن چیزهایی است که هرگز کاملاً از ما جدا نمیشوند. نمایشی آرام، شاعرانه و عمیق، برای کسانی که دوست دارند بیش از تماشا، تجربه کنند و اگر اهل پرسش باشند، این نمایش ناامیدشان نخواهد کرد.»
نمایش "مرثیه ای برای سه دلقک" با کارگردانی مشترک سارا حدادی و مصطفی پوریوسف در استانبول به روی صحنه میرود."مرثیهای برای سه دلقک" در استانبول روایت می شود.«مرثیهای برای سه دلقک» روایتی استعاری از انتخاب، هویت و تعلق است؛ جایی که سه شخصیت در آستانه تصمیمی قرار میگیرند که هیچ پاسخ سادهای برای آن وجود ندارد. میان ماندن و رفتن، عشق و بقا، هر انتخاب بهایی دارد و هر سکوت، پرسشی تازه میآفریند.
در خلاصهی داستان چنین آمده است: " شاید هیچ تصمیمی درست یا غلط نباشد؛ فقط هر انتخاب، مرثیهای برای چیزی است که پشت سر میماند."
در این اثر نمایشی امیر جنانی، ساغر تاجیک و مصطفی پوریوسف ایفای نقش میکنند. این نمایش تعاملی، مخاطب را تنها به تماشای یک داستان دعوت نمیکند؛ او را به بخشی از این مواجهه تبدیل میکند تا شاید پاسخ خود را به یکی از دشوارترین پرسشهای زندگی پیدا کند.
این گروه فعال نمایشی پیشتر در ترکیه با نمایش هایی نظیر " بخش زنان"، " بندناف"، "خوب باش" فعالیت تئاتری ایرانیان در خارج از ایران را ادامه دادند. اجرای نمایش
" مرثیهای برای سه دلقک" جمعه ۰۲ مرداد اجرای خود را در استانبول آغاز خواهد کرد.
اعلام اجراهای مرداد؛ ۹ نمایش در تماشاخانه مهرگان به صحنه میروندخانه نمایش مهرگان همزمان با آغاز ماه مرداد میزبان ۹ اثر نمایشی در سه سالن این مجموعه میشود.به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مجموعه، خانه نمایش مهرگان در ادامه فعالیتهای اجرایی خود و با هدف حمایت از تولیدات نمایشی مستقل، ایجاد فرصت برای حضور گروههای مختلف تئاتری و گسترش تنوع در برنامههای اجرایی، مرداد ۱۴۰۵ را با اجرای ۹ اثر نمایشی در سه سالن خود آغاز میکند.
بر اساس برنامهریزی انجامشده، سالن شماره یک خانه نمایش مهرگان میزبان نمایشهای «سه سانتی» به کارگردانی حسین میلانی در ژانر کمدی، «بزم پادشاه پروانه» به کارگردانی امیرحسین سرخیان با رویکرد دیجیتال، «شیش و بش» به کارگردانی عبدالرضا اکبری در گونه کمدی و «طبقه اضافی ۲» به کارگردانی سلکان سامنی با فضایی کمدی - اجتماعی است.
در سالن شماره ۲ نیز نمایشهای «برلین» به کارگردانی متین فرهنگ در ژانر درام اجتماعی و «فقط خدا» به کارگردانی محمود رشیدی با رویکردی روانشناختی روی صحنه میروند.
همچنین سالن شماره سه خانه نمایش مهرگان میزبان نمایش «هملت قاتل» به کارگردانی مسعود طیبی با نگاهی اقتباسی به اثر شناختهشده ویلیام شکسپیر، «مِیِت» به کارگردانی سپهر واعظیان در ژانر تریلر روانشناختی و «اگر گربه را ببینم» به کارگردانی ارشیا پورهاشمیان ویژه مخاطبان کودک و نوجوان با فضایی کمدی - فانتزی خواهد بود.
خانه نمایش مهرگان در ادامه فعالیتهای خود تلاش کرده است با میزبانی از آثار متنوع و فراهمکردن بستری برای حضور هنرمندان جوان و حرفهای، سهمی در پویایی جریان تئاتر خصوصی کشور داشته باشد. برنامه مرداد این مجموعه نیز در همین راستا و با هدف گسترش ارتباط میان هنرمندان، گروههای نمایشی و مخاطبان تئاتر طراحی و برنامهریزی شده است.
علاقهمندان میتوانند برای اطلاع از زمان و ساعت اجراها، دریافت اطلاعات تکمیلی و تهیه بلیت نمایشهای این مجموعه، به صفحه اختصاصی خانه نمایش مهرگان در تیوال مراجعه کنند.
در گفتگو با آنا مطرح شددر «باران نمنم خواهد بارید» رنج، مستقیم بیان نمیشودبازیگر نمایش «باران نمنم خواهد بارید» براین باور است که رنج در این اثر هرگز به شکل مستقیم بیان نمیشود بلکه در سکوتها و رفتارهای ظریف شخصیتها خودش را نشان میدهد.
فروزان حسینی بازیگر نمایش «باران نمنم خواهد بارید» به نویسندگی شهرام احمدزاده با کارگردانی تارا برزی که در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان روی صحنه است، در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری آنا درباره نقش خود در این اثر توضیح داد و در تشریح ابعاد شخصیتی که ایفاگر آن است، گفت: «شخصیتی که بازی میکنم، زنی است که سالها با زخمی از گذشته زندگی کرده؛ ترومایی که ریشه در کودکی او دارد و هنوز بر انتخابها، روابط و نگاهش به جهان تأثیرگذار است. جذابیت این نقش برای من در این بود که این رنج هرگز به شکل مستقیم بیان نمیشود، بلکه در سکوتها، مکثها و رفتارهای ظریف شخصیت، خودش را نشان میدهد.»
این بازیگر درباره نحوه مواجهه با فضای سورئال نمایش و حفظ پیوستگی اجرا، توضیح داد: «تلاش میکنم موقعیت و احساس شخصیت را کاملاً واقعی تجربه کنم. وقتی احساس واقعی باشد، جهان سورئال نمایش هم برای مخاطب باورپذیر میشود. برای من ورود به این فضا بیشتر از طریق ریتم، سکوتها و تمرکز روی لحظه اتفاق میافتد.»
او تعامل با تارا برزی در مقام کارگردان برای رسیدن به نگاهی مشترک در اجراها را مثبت ارزیابی کرد و گفت: «تارا برزی از همان ابتدای تمرینها نگاه مشخصی نسبت به جهان نمایش داشت، اما در عین حال فضای گفتوگو و کشف را برای بازیگر باز میگذاشت. در طول اجراها هم مدام جزئیات را مرور میکنیم و اگر تغییری قرار باشد اتفاق بیفتد، در راستای حفظ جهان اثر است، نه صرفاً متفاوت بودن. همین گفتوگوی مداوم باعث شده نقش همچنان زنده و پویا بماند.»
بازیگر نمایش «باران نمنم خواهد بارید» در پاسخ به پرسشی درباره چالشهای حفظ تمرکز در لحظات تعلیق و انرژیِ متغیر مخاطبان، سکوت را عنصری فعال در این اثر خواند و گفت: «هر دو چالش وجود دارد، اما فکر میکنم تفاوت انرژی مخاطبان جذابترین بخش اجرای زنده است. سکوت در این نمایش یک عنصر فعال است و اگر تمرکز از بین برود، تأثیر آن هم از دست میرود. در عین حال، هر شب مخاطبان واکنش متفاوتی دارند و همین باعث میشود هر اجرا تجربهای تازه باشد.»
حسینی در پایان با تأکید بر لزوم صداقت در بازیگری به عنوان ابزاری برای ایجاد پیوند میان تماشاگر و فضای انتزاعی نمایش بیان کرد: «فکر میکنم صداقت مهمترین ابزار بازیگر است. اگر احساسات شخصیت را بدون تصنع و با باور اجرا کنم، مخاطب حتی در فضایی انتزاعی هم میتواند با او همدلی کند. هدف من این است که فضایی ایجاد شود که هر تماشاگر بتواند تجربه و برداشت شخصی خودش را از نمایش داشته باشد. این نقش برای من صرفاً یک شخصیت نمایشی نیست؛ سفری است به لایههایی از انسان که شاید در زندگی روزمره کمتر فرصت دیدنشان را داشته باشیم. اگر نمایش بتواند حتی برای لحظهای مخاطب را به تأمل درباره خاطره، تنهایی و امید دعوت کند، فکر میکنم به هدفمان رسیدهایم.»
دهملایی: بازیگر باید جزیره تنهایی شخصیت را حفظ کندمحمد دهملایی، بازیگر نمایش «باران نمنم خواهد بارید» با اشاره به چالشهای بازی در فضایی انتزاعی و مینیمالیستی گفت: بازیگر باید بتواند جزیره تنهایی شخصیت خود را در میان تلاطم حضور تماشاگران حفظ کند و با تمرکز بر زیرمتن، سکوتها و مفاهیم اثر، ارتباطی عمیق با مخاطب برقرار کند.
به گزارش خبرنگار هنر و موسیقی باشگاه خبرنگاران توانا؛ محمد دهملایی بازیگر تئاتر این شبها با نمایش «باران نمنم خواهد بارید» به نویسندگی شهرام احمدزاده و کارگردانی تارا برزی در سالن استاد انتظامی روی صحنه است.
دهملایی که با درکی عمیق از اتمسفر سرد و فضای مینیمالیستی این اثر، چالشهای بازیگری در چنین بستری را واکاوی کرده است، درباره شخصیت خود در این نمایش میگوید: «نقش یک نویسنده گوشهگیر به اسم جان را ایفا میکنم که موقع نگارش اثر جدیدش به یک گره فکری برخورد کرده است.»
او با اشاره به دشواریهای مواجهه با جهان انتزاعی اثر و حفظ ارتباط با تماشاگر در عین رعایت ایجاز نمایشی میافزاید: «با تمرکز روی زیرمتن و مفهوم و ارجاعات نمایش، میتوان بر فضای جاری غلبه کرد و آن را به شکلی ملموس برای مخاطب بازتعریف کرد. در واقع، آنچه به این فضای انتزاعی جان میبخشد، نه تکیه بر دیالوگهای پرطمطراق، که توجه به عمق مفاهیمی است که در پسِ هر سکوت نهفته است.»
این بازیگر همچنین درباره فرآیند همکاری با تارا برزی و نحوه تعامل گروهی برای تحقق نگاه کارگردان در مقام خالق اثر تصریح میکند: «هم من و هم کل گروه تعامل بسیار خوبی با ایشان داریم. نگاه تارا برزی به متن، نگاهی جستوجوگرانه و در عین حال دقیق است. مثل روند خلق هر اثر هنریِ اصیل، ما همواره مشغول بازنگری و اعمال تغییرات جزئی هستیم تا روح اثر در هر اجرا زندهتر و پویاتر از شب گذشته جریان یابد.»
به گفته دهملایی، یکی از چالشهای اصلی در نمایشهایی با فرم انتزاعی، حفظ ریتم درونی و تمرکز بر جزئیات رفتاری در مواجهه با انرژی غیرقابل پیشبینی مخاطبان است. او میگوید: «بهخاطر ویژگیهای خاص این نمایش و ساختار بهشدت درونی آن، حفظ تمرکز بر متن و اجرا، انرژی بهمراتب بیشتری طلب میکند. در واقع، بازیگر باید بتواند جزیره تنهایی شخصیت خود را در میان تلاطم حضور تماشاگران حفظ کند.»
این هنرمند با اشاره به اهمیت صداقت در بازیگری و چگونگی ایجاد پیوند حسی میان تماشاگر و شخصیتهایی که در فضایی سرد و غریب زندگی میکنند، توضیح میدهد: «هرچه تلاش برای زیستن در شرایط دشوار کاراکتر بیشتر باشد، تماشاگر بیشتر همذاتپنداری میکند و پیوند حسی با او مستحکمتر میشود. هدف نهایی ما این است که مخاطب، نمایش را نه به مثابه یک ساختار انتزاعی بیگانه، بلکه به عنوان تجربهای انسانی و مشترک درک کند؛ تجربهای که او را به لایههایی از خود و خاطراتش بازمیگرداند.»
محمد دهملایی در پایان سخنانش میگوید: «نمایش «باران نمنم خواهد بارید» کوششی است برای گشودن دریچهای تازه به جهان پر ابهام انسان معاصر؛ نمایشی که در آن سکوت، بلندتر از فریاد سخن میگوید و مخاطب را در تعلیقی میان واقعیت و خیال با خود همراه میسازد.»
نمایش «باران نمنم خواهد بارید» هر شب ساعت ۱۹ در سالن استاد انتظامی روی صحنه است و علاقهمندان میتوانند برای تهیه بلیت این اثر به سایت تیوال مراجعه کنند.
گیتیخامنه، مجری پیشکسوت شما را به دیدن این نمایش دعوت میکند؛نمایش «کلوچههای خدا» میزبان کودکان و خانوادههانمایش «کلوچههای خدا»، بر اساس کتابی به همین نام نوشته کلر ژوبرت، به نویسندگی، طراحی و کارگردانی آرش شریفزاده، دوباره به صحنه مرکز تئاتر کانون بازگشته است. در خلاصه این نمایش آمده است: خرس کوچولو در سفری پر از شگفتی، معنای مهربانی، همدلی و دوستی را کشف میکند؛ قصهای شیرین که هم کودکان را سرگرم میکند و هم لبخند را به چهره بزرگترها میآورد.
گیتیخاننه، مجری پیشکسوت کودک و نوجوان از هانوادهها خواستهها بچهها را به تماشای این نمایش زیباببرند.
زماناجرای این نمایش تا پایان مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۸ در مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در پارک لاله تهران خواهد بود.
منبع: پایگاه خبری کودک و نوجوان کانون پرورش فکری کودک و نوجوان
دور دوم نمایش «هملت قاتل» به کارگردانی مسعود طیبی از ۳۱ تیرماه در خانه نمایش مهرگان روی صحنه میرود.دور دوم «هملت قاتل» در خانه نمایش مهرگاننمایش «هملت قاتل» به نویسندگی یگانه محمدی و مسعود طیبی و کارگردانی مسعود طیبی، پس از یک دوره اجرای موفق در مجموعه تئاتر شهر و اجرا در جشنواره بین المللی تئاتر ETHOS، در دور دوم اجراهای خود، از چهارشنبه ۳۱ تیرماه ۱۴۰۵ در خانه نمایش مهرگان میزبان مخاطبان میشود. تهیه کنندگی این اثر نمایشی را سمیه طیبی بر عهده دارد.
علی یعقوبی تنها بازیگر این دور از اجراهای این نمایش ۴۰ دقیقهای است. این اثر نمایشی در دور اول اجراهای خود با بازی خود مسعود طیبی روی صحنه رفته بود.
«هملتِ قاتل» روایت معاصر و فشردهای از تراژدی شکسپیر است که مناسبات قدرت، خشونت نمادین، و مسئولیت فردی را در بستر شهریِ امروز بازمیسنجد. اجرا با طراحی صحنه مینیمال و تمرکز بر بازی بازیگر و موسیقی/افکتهای آکوستیک، تجربهای نزدیک و پرتنش برای تماشاگر رقم میزند.
دیگر عوامل این این نمایش عبارتند از گروه کارگردانی: سپهر رضایی، یاس یابندهذر، طراح نور: رضا خضرایی، طراح صحنه: مسعود طیبی، طراح لباس: علیرضا بهروز، طراح ماسک، ساخت ماسک، قطعات: بتثابه نعیمائی، میکس و مسترینگ موسیقی: محمدجواد بهروز، عکاس: علیرضا آذری راد، طراح پوستر: محمدجواد بهروز، مدیر روابط عمومی: پارسا اسماعیلی و مجری طرح: آکادمی هنرهای نمایشی میزانسن.
پیش فروش ۳ روز نخست دور دوم «هملت قاتل» با ۲۵٪ تخفیف در سایت تیوال آغاز شده و علاقمندان این نمایش میتوانند جهت تهیه بلیت اقدام کنند.
اجرای آغازین این اثر نمایشی چهارشنبه ۳۱ تیرماه ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۴۵ در خانه نمایش مهرگان، سالن شماره ۳ روی صحنه خواهد رفت.
عباس جمشیدی تهیه کننده شد؛اجرای مجدد «هیپوکامپوس» در تماشاخانه جوانمرددور سوم نمایش کمدی - فلسفی «هیپوکامپوس» با کارگردانی میثم عبدی و تهیهکنندگی عباس جمشیدی، در سالن جوانمرد خانه تئاتر روی صحنه میرود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی گروه، نمایش کمدی - فلسفی «هیپوکامپوس» به نویسندگی امید طاهری و کارگردانی میثم عبدی و تهیه کنندگی عباس جمشیدی، پس از پشت سر گذاشتن ۲ دوره اجراهای عمومی، دور سوم اجراهای خود را از روز چهارشنبه، ۳۱ تیر در سالن تازه تاسیس جوانمرد خانه تئاتر آغاز میکند.
نمایش کمدی - فلسفی «هیپوکامپوس» در دور جدید اجرا، هر شب ساعت ۲۲ روی صحنه میرود.
در خلاصه نمایش آمده است: «- خوابیده؟ + آره خوابه - چطور میتونه اینقدر راحت بخوابه؟+ ما از کجا میدونیم راحت خوابیده یا نه؟»
منصور اسکندری، گلاره اسلامی مجید اقبالی، افق ایرجی، مهرناز بختیاری، مینا شجاعیان، مرتضی علیدادی و حامد قنبری بازیگران این اثر نمایشی هستند.
همچنین مجری طرح: علی نصر، مشاور کارگردان: مسعود صالحی،مشاور پروژه و صدا بازیگر: علی جعفری، طراح صحنه: منا رمضانی، طراح لباس: مهتاب مرسلپور، آهنگساز: عرفان بیات، طراح صدا: میثم عبدی، مهندسی صدا: مهبد مقدم، طراح پوستر: عرفان بیات، منشی صحنه: گلاره اسلامی، مدیر صحنه: سیدعلی حسینی، تبلیغات مجازی: رومینا سندگلزاده، دستیار صحنه: نوید مختاری، مدیر روابط عمومی و رسانه: امیر پارسائیانمهر دیگر عوامل این اثر نمایشی هستند.
علاقهمندان برای تهیه بلیت و کسب اطلاعات این نمایش میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
یک کارگردان تئاتر در گفتگو با ایلنا مطرح کرد؛روایتی کوتاه از یک تخریب و نوسازی «بزم پادشاه پروانه» اینبار متفاوت اجرا میشودکارگردان نمایش «بزم پادشاه پروانه گغت: تمرکز تیم ما دقیقا بر مبنای نو بودن و تازه بودن است؛ ما باید ابزار و طراحیهای قدیمی را کنار بگذاریم و بیشتر به جای فروش یک نمایش، یک تجربه جدید و یک زیست جدید به مخاطب تقدیم کنیم.
به گزارش خبرنگار ایلنا؛ امیرحسین سرخیان، طراح و کارگردان نمایش «بزم پادشاه پروانه» به مناسبت باز اجرای این اثر با ایلنا گفتگویی کوتاه داشت.
در خلاصه این اثر که سینا سلیمی نویسنده آن است، آمده: سفر دو طبیعت گرد به جنگلی خیالی و ورود به جهان کابوس وار امپراطوری پادشاه پروانه.
سرخیان با اعلام خبر اجرای مجدد نمایش «بزم پادشاه پروانه» گفت:
گیمرها برای بازیهای قدیمی اصطلاحی دارند؛ آنها میگویند وقتی یک بازی، بعد از مدتها با گرافیک بهتر، مهرههای بهتر، کنش و واکنشهای بهتر و حتی طراحی بهتر، به روز میشوند به این اتفاق «remake» میگویند. با این حساب شاید در رابطه با نمایش بتوان گفت؛ ما در واقع تخریب و نوسازی کردهایم.
سرخیان درباره دلایل باز اجرای نمایش نیز گفت:
از آنجایی که اسم من برای اولین بار در بخش کارگردانی قرار گرفته نمیخواستم زمانهای طلایی را از دست بدهم.از طرفی اگر میخواستیم در سالنهای برتر تهران اجرا داشته باشیم، چارهای جز ساعت ۶ عصر به بعد نداشتیم و خب این ساعت نسبت به ژانر و طراحی اثرم (که در تهران کمتر تجربه شده) مناسب نبود. همچنین در چنین ساعتی، رسیدن به اجرای ما، برای مخاطبان غیر حرفهای تئاتر و افرادی که هدفشان صرفا لذت بردن است، بسیار دشوار بود. بنا به همین دلایل بعد از موفقیتهای نسبی و با سختیهای پیش آمده (از طرح ترافیک گرفته تا نداشتن تجهیزات کامل و غیره) تصمیم گرفتیم دور دوم اجراها را داشته باشیم.
او درباره تغییرات صورت گرفته در نمایش برای دور دوم اجراها گفت:
نمیتوانم بگویم بخش خاصی تغییر کرده چون نوسازی به طور کامل انجام شده است. ما از ساده ترین موارد، تا brand book و لوگوسازی را تغییر دادهایم. حتی ریزترین کنشهای صحنه تغییر کرده؛ تا آنجا که در مقطعی تصمیم داشتیم نام نمایش را هم تغییر دهیم.
او در پاسخ به این سوال که ضعفهای اجرای قبل را چه مواردی میداند، توضیح داد:
نمیتوان کلمه ضعف را به کار برد؛ زیرا ضعف از نظر هر شخص و در هر نقطهای، متفاوت خواهد بود. ما طی اجراها، بیشتر با موانع مواجه بودیم تا اینکه ضعفهایی داشته باشیم. بنابراین تلاش ما بیشتر برای برداشتن موانع بود و در ادامه نیز توانستیم به آنچه در ذهن داشتیم نزدیکتر شویم.
کارگردان نمایش «جهان بزم پادشاه» بیان کرد:
این اثر به اندازهای بزرگ است که من گاهی به نویسنده کار میگویم باید قسمتهای جدید داشته باشد؛ چرا که نگاه این نمایش قابل تغییر نیست، اما در عوض میتوان بازتر و کنجکاوانهتر، در این رابطه صحبت کرد؛ همانند جهان سریال «ارباب حلقهها» یا فانتزیهای دیگر که مخاطبان در سینما تماشا کردهاند.
این فعال عرصه تئاتر در پاسخ به این سوال که برای تیم اجرایی چه مواردی اولویت بودهاند، خاطرنشان کرد:
تمرکز تیم ما دقیقا بر مبنای نو بودن و تازه بودن است؛ ما باید ابزار و طراحیهای قدیمی را کنار بگذاریم و به جای تلاش برای فروش بیشتر یک نمایش، یک تجربه جدید و یک زیست جدید را تقدیم مخاطبان نماییم.
او با اشاره بر اینکه اجرای دوباره یک اثر همیشه خطر مقایسه با نسخه قبلی را به همراه دارد، گفت:
اتفاقا تیم ما به دنبال همین موضوع است و از چنین مقایسهای استقبال میکنیم. مخاطب باید بداند هر نمایش یا اثر اگر یک گروه همدل و منسجم باشد و حمایت شود تا چه اندازه امکان پیشرفت دارد، اتفاقا ما آمدهایم که بگوییم بسیار بهتر و حرفهای تر بازگشتیم.
امیرحسین سرخیان در پاسخ به این سوال که از مخاطبان پس از اجرای اثرش چه توقعی دارد، گفت:
قطعا یک حس جدید. دوست داریم بشنویم که یک تجربه جدید و یک حس جدید دریافت شده است. مطمئنم این اتفاق خواهد افتاد.
او در پایان بیان کرد:
قطعا مخاطب با یک تجربه نمایشی جدید مواجه خواهد شد. او پس از دیدن نمایش در رابطه با آموختهای که از ارتباطات بین افراد نادیده گرفته شده، در یک جریان فانتزی به اوج روابط رئال میرسد و در اینباره صحبت خواهد کرد.
نویسنده نمایش در گفتگو با آنا«بزم پادشاه پروانه» با روایت ترس، تنهایی و جستوجوی معنا روی صحنه میرودسینا سلیمی معتقد است «بزم پادشاه پروانه» از دل دغدغههای امروز متولد شده، اما مفاهیمی چون ترس، تنهایی، قدرت و جستوجوی معنا، فراتر از زمان و جغرافیا هستند و میتوانند با هر مخاطبی ارتباط برقرار کنند.
سینا سلیمی، نویسنده نمایش «بزم پادشاه پروانه» در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری آنا درباره شکلگیری ایده این اثر و بازنویسی آن برای اجرای دوباره، گفت:
«بزم پادشاه پروانه» از یک داستان آغاز نشد؛ از یک تصویر آغاز شد. تصویری که مدتها در ذهنم ماند و مرور شد و بهتدریج شخصیتها، روابط و جهان نمایش را با خودش آورد.
او درباره تغییرات نسخه جدید نمایش پس از اجرای نخست، اظهار کرد:
بعد از اجرا، بیشتر از اینکه متن را بازنویسی کنم، دوباره به آن گوش دادم. اجرای اول به من نشان داد بعضی لحظهها هنوز ظرفیت بیشتری برای نفس کشیدن دارند. تغییرات نسخه جدید بیشتر در مسیر عمیقتر شدن روابط و دقیقتر شدن ریتم نمایش بود، نه تغییر کلی جهان آن.
سلیمی در پاسخ به سوالی درباره محو شدن مرز میان واقعیت و استعاره در این نمایش، بیان کرد:
از ابتدا تصمیم نداشتم مرز روشنی میان واقعیت و استعاره بکشم. جهان نمایش خودش این مرزها را کمرنگ کرد. وقتی شخصیتها در موقعیتهایی قرار میگیرند که با منطق روزمره قابل توضیح نیست، استعاره دیگر یک ابزار نیست؛ بخشی از واقعیت آن جهان است.
این نویسنده درباره آنچه دوست دارد پس از پایان نمایش در ذهن مخاطب باقی بماند، گفت:
پاسخها عمر کوتاهی دارند؛ پرسشها ماندگارترند. دوست دارم نمایش، به جای یک جواب، پرسشی را با تماشاگر به خانه بفرستد.
او درباره تعامل نویسنده و کارگردان در روند تولید این اثر نیز توضیح داد:
تمرینها برای من ادامه نوشتن بودند. متن در طول تمرین تغییر کرد، اما نه برای اینکه عوض شود؛ برای اینکه دقیقتر شنیده شود. هر اجرا چیزهایی را به نویسنده یادآوری میکند که پشت میز نوشتن دیده نمیشوند.
سلیمی در معرفی «بزم پادشاه پروانه» به مخاطبانی که هنوز آن را ندیدهاند، عنوان کرد:
«بزم پادشاه پروانه» دعوتی است به سفری میان رؤیا و واقعیت؛ جایی که هیچچیز آنقدر که به نظر میرسد، قطعی نیست.
او درباره جهانشمول بودن دغدغههای این نمایش نیز گفت:
«بزم پادشاه پروانه» از دل امروز متولد شده، اما دغدغههایی مثل ترس، تنهایی، قدرت و جستوجوی معنا به زمان یا جغرافیای خاصی تعلق ندارند. اگر نمایش بتواند این دغدغههای انسانی را صادقانه روایت کند، میتواند در هر زمان و برای هر مخاطبی معنا پیدا کند.
سینا سلیمی در پایان، در پاسخ به این پرسش که اگر قرار باشد مخاطب تنها یک جمله از نمایش را با خود به خانه ببرد، آن جمله چه باشد، گفت:
اگر قرار باشد فقط یک جمله با مخاطب بماند، دوست دارم این باشد: «گاهی برای عبور از رنجهای بیرون، باید از مرزهای درونمان عبور کنیم.»
«مدهآ اجرا نمیشود! خب چیکار کنم!» به صحنه میرودنمایش «مدهآ اجرا نمیشود! خب چیکار کنم!» به کارگردانی مرجان آقانوری از ۲۵ مرداد در بوتیک هنر ایران روی صحنه میرود.به گزارش ایران تئاتر به نقل از مشاور رسانهای، نمایش «مدهآ اجرا نمیشود! خب چیکار کنم!» به نویسندگی و کارگردانی مرجان آقانوری، پس از تجربه همکاری او با فواد امیری در نمایش «هتل»، از ۲۵ مرداد در بوتیک هنر ایران اجرای عمومی خود را آغاز میکند.
تهیهکنندگی این نمایش را فواد امیری بر عهده دارد و خانه تمرین شمس بهعنوان مجری طرح، این پروژه را همراهی میکند.
از دیگر عوامل این اثر میتوان به طراح نور: رضا خضرایی، آهنگساز و خواننده: فواد امیری، طراح صحنه: مرجان آقانوری، طراح لباس: مهتاب شاهلو و طراح موشنگرافی و تصاویر: سهیل صادقی اشاره کرد.
علاقهمندان میتوانند جهت خرید بلیت به سایت تیوال مراجعه نمایند.
در نشست نقد و بررسی؛«امپاس» از ایدهای منسجم تا اجرایی که جهان خودش را میسازد.نشست نقد و بررسی نمایش «امپاس»با حضور محمد مساوات، نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر، و مجتبی کریمی، نویسنده و کارگردان، برگزار شد. در این نشست، هر دو منتقد ضمن اشاره به برخی کاستیهای اجرا، «امپاس» را اثری ایدهمحور با هویتی مستقل ارزیابی کردند که توانسته است جهان نمایشی خود را با انسجام شکل دهد.
محمد مساوات در ابتدای صحبتهایش با اشاره به تجربه تماشای آثار حسین اناری گفت در مواجهه نخست با «امپاس» نیز مانند اثر قبلی او، در ابتدا نسبت به مسیر اجرا تردید داشته اما هرچه نمایش پیش رفته، ایده مرکزی آن برایش روشنتر و جذابتر شده است. او معتقد بود مهمترین ویژگی نمایش، شکلگیری یک ایده واحد است که از متن آغاز میشود و در تمامی اجزای اجرا، از طراحی صحنه و میزانسن گرفته تا بازی بازیگران و ریتم اثر، امتداد پیدا میکند.
به اعتقاد مساوات، نمایش تلاش نمیکند صرفاً داستانی را روایت کند، بلکه بر پایه یک منطق فرمی پیش میرود و همین ویژگی باعث شده زبان اجرا با جهان اثر همخوانی پیدا کند. او همچنین از طراحی برخی موقعیتهای نمایشی، بهویژه صحنه درگیری میان شخصیتها و پایانبندی نمایش، به عنوان لحظاتی یاد کرد که ایدههای کارگردان به شکلی دقیق و مؤثر به اجرا رسیدهاند.
این نمایشنامهنویس در عین حال تأکید کرد که برخی از ایدههای اجرایی هنوز ظرفیت پرداخت بیشتری دارند و با پالایش و دقت بیشتر میتوانند به تأثیرگذاری بالاتری برسند، اما جسارت گروه در انتخاب یک مسیر فرمال و پایبندی به آن را از مهمترین امتیازهای «امپاس» دانست.
مجتبی کریمی نیز در ادامه، «امپاس» را نسبت به اثر پیشین حسین اناری گامی رو به جلو توصیف کرد و گفت نمایش از یک ایده روشن آغاز میشود و تا پایان، نسبت خود را با آن حفظ میکند. او این انسجام را یکی از مهمترین دستاوردهای اثر دانست؛ ویژگیای که سبب شده مخاطب با جهانی مواجه شود که قواعد خودش را میسازد و به آن وفادار میماند.
کریمی همچنین معتقد بود بخش میانی نمایش، نقطه اوج اجراست؛ جایی که ریتم، بازیها و میزانسنها در هماهنگی کامل قرار میگیرند و رابطه میان دو شخصیت اصلی به شکلی باورپذیر و تأثیرگذار شکل میگیرد. او بازی بازیگران را یکی از نقاط قوت اصلی اثر دانست و تأکید کرد شیمی میان آنها نقش مهمی در جان گرفتن ایدههای متن و کارگردانی داشته است.
این منتقد تئاتر در کنار نکات مثبت، به برخی ضعفهای بخش آغازین و پایانی اجرا نیز اشاره کرد و معتقد بود با سختگیری بیشتر در شکلگیری برخی موقعیتها و حذف بخشهای اضافه، نمایش میتواند به اثری منسجمتر و اثرگذارتر تبدیل شود.
نشست با گفتوگوی حاضران و پاسخهای حسین اناری، نویسنده و کارگردان «امپاس»، ادامه پیدا کرد و درباره روند شکلگیری نمایش، انتخاب فرم اجرایی و مسیر تولید اثر تبادل نظر شد.
گفتگو با راقب کیانیراقب کیانی: «صداها» فقط روایت پنج زن نیست/ میان وفاداری به متن و قابلیت اجرا تعادل برقرار کردمبرنا - گروه فرهنگ و هنر؛ آریو راقب کیانی، مترجم و کارگردان نمایشنامه «صداها»، با اشاره به چالشهای برگردان این اثر شاعرانه میگوید در ترجمه تلاش کرده است ضمن حفظ جهان فکری سوزان گریفین، متنی روان و قابل اجرا برای مخاطب فارسیزبان ارائه دهد.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ نمایشنامه صداها (Voices) نوشته سوزان گریفین، برای نخستینبار در ایران به زبان فارسی ترجمه و با کارگردانی آریو راقب کیانی روی صحنه بوتیک هنر ایران در تاریخ ۲۶ تیر ساعت ۱۷:۳۰ نمایشنامه خوانی میگردد. این اثر که یکی از تجربههای متفاوت در نمایشنامهنویسی معاصر آمریکا محسوب میشود، نه بر پایه روایت خطی، بلکه بر اساس چندصدایی و پژواک درونی شخصیتها شکل گرفته است. گریفین در این نمایشنامه، زندگی پنج زن با گذشتهها، زخمها و دغدغههای متفاوت را به هم پیوند میدهد تا از تنهایی، هویت، فقدان، عشق و جستوجوی معنا سخن بگوید. آریو راقب کیانی که پیشتر در حوزه ترجمه، کارگردانی و مطالعات نمایشی فعالیت داشته، در این گفتوگو درباره چرایی انتخاب «صداها»، مواجهه با جهان فکری سوزان گریفین، چالشهای ترجمه این متن شاعرانه و نگاه خود به اجرای نمایشنامهخوانی صحبت میکند.
۱. چه چیزی در نمایشنامه «صداها» شما را به عنوان مترجم و کارگردان جذب کرد که تصمیم گرفتید این اثر را برای مخاطب ایرانی معرفی کنید؟
آنچه در وهله اول من را به سمت نمایشنامه «صداها» جذب کرد، جهان زنانه و انسانی این اثر بود. سوزان گریفین توانسته است پنج روایت کاملاً مستقل را کنار هم قرار دهد؛ پنج زنی که هر کدام گذشته، زخمها، ترسها و تجربه زیسته متفاوتی دارند، اما در لایهای عمیقتر، صداهای آنها به یکدیگر پیوند میخورد و تصویری مشترک از تجربه انسانی شکل میدهد. برای من، این چندگانگی روایتها بسیار جذاب بود؛ چرا که نمایشنامه نشان میدهد اگرچه دردها و مسیر زندگی افراد متفاوت است، اما احساساتی مانند تنهایی، جستوجوی هویت، فقدان، امید و تلاش برای دوباره ساختن زندگی، تجربههایی مشترک هستند. فکر میکنم این وجه از نمایشنامه میتواند برای مخاطب ایرانی، بهویژه زنان، زمینهای برای همذاتپنداری ایجاد کند؛ زیرا بسیاری از این تجربهها محدود به یک جغرافیا یا فرهنگ خاص نیستند و ریشه در مسائل انسانی دارند. در واقع، «صداها» برای من فقط روایت پنج زن نیست؛ بلکه تلاشی است برای شنیدن صداهایی که شاید در طول تاریخ کمتر شنیده شدهاند.
۲. این نمایشنامه روایت پنج زن با تجربههای متفاوت است؛ زنانی که حتی مستقیماً با یکدیگر گفتوگو نمیکنند. به نظر شما نقطه اتصال این شخصیتها چیست؟
به نظر من نقطه اتصال این پنج زن، بیش از آنکه در شباهت ظاهری زندگیهایشان باشد، در تجربههای مشترکی است که از سر میگذرانند. هر کدام از این شخصیتها از زاویهای متفاوت با پرسشهایی اساسی درباره چیستی خانواده، جایگاه زن در جامعه، مسیر گذار از دختر بودن تا زن شدن و سپس مواجهه با پیری و بازتعریف هویت خود روبهرو هستند. مسائلی مانند ازدواج، انتظارات اجتماعی از زنان، مواجهه با ساختارشکنی و تابوشکنی، و تلاش برای انتخاب مسیری متفاوت، بخشهایی از تجربه مشترک آنهاست. این زنان هر کدام به شکلی با تنهایی در یک جامعه گاه بیرحم مواجه میشوند و تلاش میکنند در بزنگاههای مهم زندگی، راهی برای ادامه دادن، بازتعریف خود و بیرون کشیدن گلیمشان از آب پیدا کنند. به همین دلیل، اگرچه داستانهای فردی آنها متفاوت است، اما در عمق، همه آنها در جستوجوی یک پاسخ مشترک هستند: اینکه یک زن چگونه میتواند صدای خودش را پیدا کند و جایگاه انسانی خود را در جهانی که گاهی تلاش میکند او را تعریف و محدود کند، دوباره به دست آورد و زیست بهتر و بهینه ای داشته باشد.
۳. ترجمه یک متن نمایشی که زبان آن شاعرانه و مبتنی بر ریتم و موسیقی کلمات است، چه چالشهایی برای شما ایجاد کرد؟ آیا در ترجمه تلاش کردید بیشتر به وفاداری ادبی پایبند باشید یا قابلیت اجرایی متن را در اولویت قرار دادید؟
یکی از مهمترین چالشهای ترجمه «صداها»، حفظ روح شاعرانه و موسیقی درونی متن بود. متن اصلی نمایشنامه در قالب نظم نوشته شده است، اما با توجه به ضرورتهای اجرایی و برای ایجاد ارتباط روانتر میان بازیگر و مخاطب فارسیزبان، تصمیم گرفتم ترجمه را به نثر نمایشی نزدیک کنم. البته این تغییر به معنای فاصله گرفتن از جهان شعری اثر نبود؛ تلاش اصلی این بود که ریتم، لحن، تکرارها، مکثها و موسیقی پنهان در کلام حفظ شود. به عبارت دیگر، به جای انتقال صرفِ شکل ظاهری شعر، تلاش کردم روح موسیقایی و عاطفی زبان به فارسی منتقل شود. در ترجمه یک اثر نمایشی، بهخصوص متنی مانند «صداها» که بخش مهمی از معنا در چگونگی بیان و شنیده شدن کلمات شکل میگیرد، مترجم باید میان وفاداری به متن مبدأ و قابلیت اجرا در زبان مقصد تعادل برقرار کند. هدف من این بود که مخاطب فارسیزبان نه فقط داستان، بلکه کیفیت شنیداری و احساسی این صداها را نیز تجربه کند.
۴. شما همزمان مترجم و کارگردان این اثر هستید. آیا این دو نقش در فرآیند تولید به شما کمک کرد یا گاهی باعث ایجاد چالش شد؟
قطعاً همزمانی نقش مترجم و کارگردان، چالشهای خاص خودش را داشت. در یک سو، مسئولیت من حفظ جهان فکری، لحن و ساختار اصلی اثر بود و در سوی دیگر، به عنوان کارگردان باید به این موضوع فکر میکردم که این متن چگونه میتواند با مخاطب فارسیزبان ارتباط برقرار کند. در فرآیند کار، در برخی بخشها نیاز بود به دنبال معادلها و نشانههای فرهنگی قابل درک برای مخاطب ایرانی باشیم. البته این به معنای ایرانیزه کردن اثر یا تغییر دادن هویت اصلی نمایشنامه نیست؛ بلکه هدف ایجاد یک فضای آشناپندارانه برای مخاطب است تا بتواند با تجربههای شخصیتها ارتباط عاطفی برقرار کند، در حالی که روح و وفاداری به متن حفظ شود. به نظر من یکی از دشوارترین بخشهای این پروژه، پیدا کردن همین نقطه تعادل بود؛ تعادلی میان وفاداری به متن سوزان گریفین و ضرورتهای اجرایی یک اثر که قرار است در بستر فرهنگی دیگری شنیده و دیده شود.
۵. در اجرای شما پنج بازیگر زن، پنج صدای متفاوت را نمایندگی میکنند. برای هدایت بازیگران، بیشتر روی چه مؤلفهای تأکید داشتید؛ شخصیتپردازی، حس، ریتم یا ارتباط با مخاطب؟
در فرآیند تمرین و آمادهسازی، روی همه مؤلفهها به صورت همزمان کار کردیم؛ از جمله لحن، ریتم، حس و کیفیت بیان. اما برای من، نقطه آغاز همیشه شخصیتپردازی است. اعتقاد دارم تا زمانی که بازیگر به شناخت درستی از جهان درونی، گذشته، دغدغهها و تضادهای یک شخصیت نرسد، سایر عناصر اجرایی نمیتوانند به شکل دقیق و باورپذیر شکل بگیرند. بنابراین در این اجرا تلاش کردیم ابتدا شناسنامهای روشن و دقیق از هر کاراکتر به دست بیاوریم؛ اینکه این زن کیست، چه تجربهای پشت سر گذاشته، چه چیزی او را به نقطهای که در نمایش میبینیم رسانده و چه صدایی از درون او میآید. وقتی هویت و منطق درونی شخصیت برای بازیگر روشن شود، به تدریج لحن، ریتم، مکثها و حتی شیوه ارتباط او با مخاطب نیز پیدا میشود. در تمام کارهایی که انجام میدهم، شخصیتپردازی برای من زیربنای اصلی کار است؛ زیرا معتقدم بازیگر زمانی میتواند یک شخصیت را زنده کند که ابتدا آن را عمیقاً فهمیده باشد، نه اینکه صرفاً آن را اجرا کند.
۶. یکی از ویژگیهای «صداها» تبدیل شدن صداهای فردی به یک کُر جمعی در پایان نمایش است. این پایانبندی چه مفهومی برای شما دارد؟
به اعتقاد من، پایان نمایش و تبدیل شدن این صداهای پراکنده به یک کُر جمعی، میتواند به تعداد تماشاگران، معناها و دریافتهای متفاوتی داشته باشد؛ زیرا تئاتر اساساً یک تجربه شخصی است و هر مخاطب بر اساس زیست، خاطرات، تجربهها و جهان ذهنی خودش با اثر مواجه میشود. اما از منظر کارگردانی، این لحظه برای من نقطهای است که چندصدایی منفرد هر زن، به یک همصدایی مشترک تبدیل میشود. پنج روایت جدا، پنج تجربه فردی و پنج مسیر متفاوت، در نهایت به صدایی واحد میرسند.
۷. مخاطب ایرانی امروز با تجربههای اجتماعی و فرهنگی متفاوتی وارد سالن میشود. فکر میکنید چه بخشهایی از «صداها» میتواند با تجربه زیسته مخاطب ایرانی ارتباط برقرار کند؟
برای مخاطب ایرانی، بهویژه زنان، لحظاتی که این زنان با بحران مواجه میشوند، با محدودیتها روبهرو میشوند و ناچارند با تنهایی خود مواجه شوند، نقاطی است که متن میتواند قرابت معنایی پیدا کند. فکر میکنم مخاطب ایرانی زمانی که با این پنج صدا مواجه میشود، ممکن است بخشی از تجربه زیسته خود یا اطرافیانش را در آنها بازشناسی کند؛ و همین امکان همذاتپنداری است که میتواند یک متن متعلق به فرهنگ دیگر را به تجربهای شخصی و نزدیک تبدیل کند. درست است که «صداها» درباره زنان آمریکایی دهه ۷۰ است، اما درباره تجربه انسانی زن بودن، انتخاب کردن، مقاومت کردن و شنیده شدن، برای مخاطب امروز هم حرف دارد.
۸. این اجرا نخستین معرفی رسمی این نمایشنامه در زبان فارسی است. فکر میکنید ترجمه و اجرای این اثر چه جایگاهی در آشنایی مخاطبان ایرانی با ادبیات نمایشی معاصر جهان دارد؟
به نظرم یکی از وظایف ترجمه در حوزه ادبیات نمایشی، صرفاً انتقال یک متن از زبانی به زبان دیگر نیست؛ بلکه ایجاد یک گفتوگو میان فرهنگها و تجربههای انسانی متفاوت است. بسیاری از آثار ارزشمند در ادبیات نمایشی جهان وجود دارند که به دلایل مختلف کمتر به مخاطب فارسیزبان معرفی شدهاند و ترجمه و اجرای آنها میتواند افقهای تازهای برای مخاطب و هنرمندان ایجاد کند. "صداها" از این منظر اهمیت دارد که با وجود تعلق به یک بستر فرهنگی مشخص که در ظاهر از فرهنگی ایرانی دور به نظر میرسد، به موضوعاتی میپردازد که محدود به یک جامعه خاص نیستند؛ موضوعاتی مانند هویت، تنهایی، خانواده، بحرانهای فردی و اجتماعی و تلاش انسان برای پیدا کردن جایگاه خود در جهان. امیدوارم این ترجمه و اجرا بتواند فقط معرفی یک نمایشنامه نباشد، بلکه زمینهای برای شناخت بیشتر مخاطب ایرانی از جریانهای متفاوت نمایشنامهنویسی معاصر جهان و همچنین ایجاد انگیزه برای ترجمه و اجرای آثار ارزشمند دیگری باشد که کمتر فرصت دیده شدن پیدا کردهاند.
۹. اگر بخواهید «صداها» را در یک جمله برای مخاطبی که هنوز آن را ندیده معرفی کنید، چه میگویید؟
در یک جمله سخت است ولیکن، «صداها» سفری است از منِ فردی زنانه به مای جمعی و محلفی است درباره چگونه شنیدن؛ شنیدن زنانی که هر کدام داستانی متفاوت دارند، اما وقتی کنار هم قرار میگیرند، تصویری مشترک از انسان، رنج، مقاومت و امید میسازند.
منبع: خبرگزاری برنا
«خدای کشتار» در خانه نمایش مهرگان خوانش میشودنمایشنامه «خدای کشتار» اثر یاسمینا رضا با کارگردانی پرهام پاسیار در قالب اجرای نمایشنامهخوانی روی صحنه میرود.نمایشنامه «خدای کشتار» اثر یاسمینا رضا، با ترجمه مائده طهماسبی و کارگردانی پرهام پاسیار در قالب اجرای نمایشنامهخوانی در خانه نمایش مهرگان روی صحنه میرود. دراماتورژی این اجرا بر عهده عرشیا صدری است.
در خلاصه این اثر آمده: دو زوج برای گفتوگویی متمدنانه و حل یک اختلاف در کنار هم قرار میگیرند؛ اما هرچه زمان میگذرد، فضای آرام جلسه به چالشی پیچیده و غیرمنتظره بدل میشود و مرز میان ظاهرِ آراسته و واقعیتِ پنهان روابط انسانی کمکم از بین میرود.
عرشیا صدری، پانیذ حامدی، شهریار کریمیان و نسیم نیکو نقش خوانان این نمایشنامهخوانی هستند.
دیگر عوامل این اجرا عبارتند از مشاور کارگردان: پانیذ حامدی، دستیاران کارگردان: عرشیا صدری، مهنوش سلیمانی، برنامه ریز: ابوالفضل شریفی، مجری طرح: امین اسلامی، مدیر هنری: محمدسجاد رشیدی، روابط عمومی: ابوالفضل شریفی، عرشیا صدری، مشاور رسانه: پارسا اسماعیلی، گروه هنری: بازی به وقت شب، سرپرست گروه: پرهام پاسیار، مدیر پروژه: علیرضا ابوطالبی، اتاق فرمان و عوامل فنی: حمید سلامی، امیرحسین محمدی.
نمایشنامهخوانی «خدای کشتار» به کارگردانی پرهام پاسیار، شنبه ۲۷ تیر، ساعت ۲۱ در سالن شماره۳ خانه نمایش مهرگان روی صحنه خواهد رفت و علاقهمندان جهت تهیه بلیت این اثر میتوانند به سایت تیوال مراجعه نمایند.
اولین مجموعه تصاویر از نمایش «برای فروش»نمایش «برای فروش» به نویسندگی سهند خیرآبادی و کارگردانی علی تصدیقی از چهارشنبه ۱۰ تیرماه در بلکباکس پردیس تئاتر و موسیقی دِکُر روی صحنه رفته و با استقبال بی نظیر مخاطبان روبهرو شده است.
تمامی بلیتهای شش اجرای نخست این نمایش به فروش رسیده و بلیت اجراهای آینده در سایت تیوال در دسترس علاقهمندان است. مخاطبان میتوانند با مراجعه به این سامانه نسبت به خرید بلیت اقدام کنند.
مهرانه مهینترابی، نورا هاشمی، محمد معتضدی، مهبد قناعتپیشه و نادر فلاح بازیگران نمایش «برای فروش» هستند.
عوامل این نمایش عبارتند از:
نویسنده: سهند خیرآبادی، کارگردان: علی تصدیقی، مجری طرح: میثم میرزایی، مدیر اجرایی: حمیده وحیدی، دستیار اول کارگردان و برنامهریز: پانیا تمری، دستیار کارگردان و مدیر صحنه: مهدی قمر، طراح لباس: حمیده وحیدی، دستیار لباس: ماهآفرید عنایتی، طراح صحنه: علی تصدیقی، ساخت دکور: حمید سلطانی، طراح گریم: نازنین امینی ، دستیار گریم: پارمیس موسوی، طراح نور: آراد شاکری ، دستیار صحنه: یزدان شوشتریان، منشی صحنه: پانیا تمری، اپراتور صدا: ایلیا درگاهی، مدیر تبلیغات: رعنا نوری، مشاور رسانهای: مریم قربانینیا، عکاس: الهه شهریاری
اجرای نمایش هری پاتر تمدید شد نمایش «هریپاتر» به نویسندگی و کارگردانی شایان بهمنی از ۶ خرداد اجرای خود را در خانه نمایش مهرگان آغاز کرده و باتوجه به استقبال مخاطبان، همچنان پذیرای مخاطبان است.
به گزارش روزنه هنر، این اثر روایتی از زندگی هری پاتر بر اساس رمان اول تا چهارم هریپاتر اثر جی.کی رولینگ است.
سینا سلیقهدار، مانیا مقدم، علی افتخاری، مهرزاد جعفری، سپهر فرزاد، افشین داوودی، نگین پروا، پدرام صادقی، میلاد مرتضوی، امیرحسین فارسی، سینا باقری، سارا رحیم دشتی، نیوشا آذر کیوان، فریبا حسینی نسب، علیرضا حافظی، عرفان گل محمدی، مرتضی طهرانی، امید آزادخانی، ایمان رحیم دل، محراب رضائی، کیمیا کسنویه، رنلی بختیاری، علی شجاعی، علی یاور، محمدنقی اظهری، آیناز جلیلی، نازنین اهرانی، مهسا صفری، امیر محسن رجبپور، ایلیا شکرگزار، کیان دلدوست، مهدی کبیری، حسین کبیری، هومن مردانی، پرنیا آبیاری بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش پرداختند.
از دیگر عوامل این اثر میتوان به: امین شوشتری (مدیر پروژه)، محمدجوادشیخ (طراح دکور)، علیرضا حافظی (آهنگساز و انتخاب قطعه)، مهسا صفری (طراح گریم)، علی زندیه (طراح گرافیک، پوستر و تبلیغات)، غزاله نیّر (طراح حرکت و کروگراف)، مهرزاد جعفری (مشاورکارگردان)، سروا طبسی (دستیار کارگردان)، سپهرفرزاد (بازیگردان)، کیمیا کاظمدخت (دستیار برنامهریز)، الناز جعفریپور، سروش نیکوسخن، مهدی دهقان، مهیار هاشمی جوان، آرتین رامتین (گروه ساخت دکور)، شبنم زواریان، نگین طهماسبی، میگل ایمانیپور (دستیاران گریم)، حسن نیکزاد، محمد خاکزاد (دستیاران صحنه)، فرشته جاوید (دستیار لباس)، معصومه خوش اندام (اتاق فرمان)، فروشگاه فانتازیو (اسپانسر لباس و اکسسوری) و حامد قریب (مدیر روابط عمومی و مشاور رسانه و تبلیغات) اشاره کرد.
نمایش «هریپاتر» ازچهارشنبه، ۶ خرداد اجرای خود را در سالن۱ خانه نمایش مهرگان (واقع در خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه، خیابانوحید نظری، پلاک ۶۰) آغاز کرده و هر شب ساعت ۱۸:۴۵ برای مخاطبان به نمایش گذاشته میشود.
هشتمین دوره جشنواره نمایشنامه خوانی مولویفراخوان هشتمین دوره جشنواره نمایشنامهخوانی مولوی منتشر شد.
- دانشجویان و فارغالتحصیلان علاقهمند به هنر تئاتر دعوت میشوند، در این رویداد هنری شرکت نمایند.
- جشنواره در آبان ۱۴۰۵ برگزار خواهد شد و اثار تالیفی، اقتباسی و ترجمهای در بخش رقابتی با هم به رقابت خواهند پرداخت.
- متقاضیان لطفا جهت کسب اطلاعات دقیق، فایل فراخوان را مطالعه نمایند.
- جهت دریافت فایل کامل فراخوان، مطلع شدن از برنامههای آتی جشنواره، و ارتباط با دبیرخانه، ما را در فضای مجازی دنبال کنید:
Telegram: @molavi_festival
Instagram: instagram.co/molavi_festival
«صداها» اثر سوزان گریفین روی صحنه نمایشنامهخوانی میشودنمایشنامه «صداها» اثر سوزان گریفین، که برای نخستینبار به زبان فارسی ترجمه شده در قالب یک اجرای نمایشنامهخوانی با کارگردانی آریو راقب کیانی، در بوتیک هنر ایران، پیش روی مخاطبان قرار خواهد گرفت.
به گزارش ایران تئاتر به نقل از روابط عمومی پروژه، نمایشنامه «صداها» (Voices) اثر سوزان گریفین، نویسنده، شاعر، نمایشنامهنویس و نظریهپرداز برجسته آمریکایی، برای نخستینبار به زبان فارسی ترجمه شده و در قالب یک اجرای نمایشنامهخوانی با کارگردانی آریو راقب کیانی، روز جمعه ۲۶ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۳۰ در بوتیک هنر ایران، سالن ۴، پیش روی مخاطبان قرار خواهد گرفت.
سوزان گریفین از چهرههای تأثیرگذار ادبیات و اندیشه معاصر آمریکا است که آثارش در مرز میان ادبیات، فلسفه، روانشناسی، تاریخ و مطالعات زنان قرار میگیرد.
او از پیشگامان جریان انسانگرایی بومی به شمار میآید؛ جریانی که بر پیوند میان سلطه بر انسان و بهرهکشی از طبیعت تأکید دارد و ریشه هر دو را از ساختارهای قدرت قلمداد میکند. گریفین در آثار خود با نگاهی زنانه، شاعرانه و انسانگرایانه، به مفاهیمی چون هویت، حافظه، خشونت، عشق، صلح، بدن، طبیعت و کرامت انسان میپردازد و تلاش میکند صدای تجربههای خاموش و نادیدهگرفتهشده، بهویژه تجربه زنان، را به ادبیات بازگرداند.
از شناخته شدهترین آثار او میتوان به «زن و طبیعت؛ غرش درون او»، «همسرایی سنگها»و «آنچه بدن او میاندیشید» اشاره کرد؛ آثاری که هر یک از زاویهای متفاوت، رابطه انسان با طبیعت، تاریخ، خشونت، قدرت و تجربه زیسته زنان را واکاوی میکنند و جایگاه ویژهای در ادبیات اندیشهورز معاصر دارند. باید گفت نمایشنامه "صداها" نیز در امتداد همین جهان فکری شکل گرفته است. این اثر، بیش از آنکه بر روایت کلاسیک و خطی استوار باشد، بر گفتوگو، چندصدایی، خاطره و لایههای پنهان ذهن شخصیتها تکیه دارد. نگاه تمثیل آمیز «صدا» در این نمایشنامه صرفا به منظور ابزار بیان نیست، بلکه استعارهای از تجربههای زیسته، سکوتهای تاریخی، کشمکشهای درونی و جستوجوی هویت است. گریفین در این اثر نیز با حساسیت ویژه خود نسبت به تجربه انسانی و بهویژه تجربه زنان، فضایی شاعرانه و تأملبرانگیز خلق میکند که مخاطب را به بازاندیشی درباره روابط انسانی، مسئولیت، همدلی و معنای زیستن دعوت میکند.
ترجمه و کارگردانی این نمایشنامه را آریو راقب کیانی عهدهدار است و این اجرا، نخستین معرفی رسمی این اثر به مخاطبان فارسی زبان به شمار میرود. در این اجرا، آرام محمدخانی، ندا خدابخش، مهرو ذبیحی، خاطره گواه و ویدا وکیل نوین به عنوان نقشخوان حضور دارند و امیر پارسائیانمهر به عنوان مشاور رسانه و سمیرا رحمتی به عنوان دستیار کارگردان گروه را همراهی میکند. علاقهمندان میتوانند بلیت این اجرا را از طریق سایت تیوال تهیه کنند.